به من بگو چگونه فراموش کنم شبی که با لحنی هوشمندانه گفتی که قرار نیست تنهایت بگذرام
من تو را فراموش کرده ام ولی لحنت را هرگز فراموش نخواهم کرد
به من بگو چگونه فراموش کنم شبی که با لحنی هوشمندانه گفتی که قرار نیست تنهایت بگذرام
من تو را فراموش کرده ام ولی لحنت را هرگز فراموش نخواهم کرد
راستی دیشب باز از خاطرم گذشتی
در درست ترین حالت ممکن
در دقیق ترین جایی که فکر میکنی
دیشب تمام رویاهایم در دستان تو بود
ببین مرا بشنو مرا
هیچکس شبیه گذشته نیست
اما ما هنوز هم عاشقیم
هیچ میدانستی
که وجودت شده بود
همه ی شوق نگاهم؟!!!!!
اسمان سخت گرفتست اکنون
و من اینجا تنهام.
نه امیدی نه صدایی
و نه حتی اینجا شوق نگاهی..
با من برقص حال و هوایت عوض شود
طوریکه عاشقانه فضایت عوض شود
اسم مرا بگو، که به معنای تازهای است
هر دفعهای که لحن صدایت عوض شود
ای رسن زلف تو پابند من
چاه زنخدان تو زندان من
دست فشان مست کجا میروی
پیش من آ ای گل خندان من
چهکسی دل ز تو برد
زان همه عشق فراموش شدی
من که دل را به کسی جز تو ندادم هرگز
چه شد ای عشق که جز عشق هم آغوش شدی
و چه دوستت دارم هایی که در سینه برای تو حبس کرده ام
و چه مرگی در انتظار من است اگر که نیایی
__________________________________________________________
عجیب نیست که اتش این عشق هر روز شعله ور تر میشود زمانی که خورشید تویی
یعنی الان کجایی
اصلا منو یادت هست
به راستی عشق جانسوز ترین مرگ است
سوختن برای کسی که هست و نیست
میدانی هستی ام را به اتش کشیدی
مرا به نیستی رساندی
اما هنوز دلم هوای بودنت را دارد
بر رهگذر بلا نهادم دل را
خاص از پی تو پای گشادم دل را
از باد مرا بوی تو آمد امروز
شکرانهٔ آن به باد دادم دل را